|
همرخ باران و شبنم می شوم وقتی بیایی
خالی از اندوه و ماتم می شوم وقتی بیای
با تو لبریز از سرورم مهربان مهربانها
با سرود صبح همدم می شوم وقتی بیای
ساده تر می گویم ای زیبا ترین احساس شاعر
همنفس با یاس و مریم می شوم وقتی بیایی
تکسوار راه افلاکی و تنها بر زمینم
با کبوترها دمادم می شوم وقتی بیایی
بی تو در غمخانه ی این سینه بیتابم کجایی؟
همچو مرغی فارغ از غم می شوم وقتی بیایی
نظر شما(0) |