صفحۀ اصلی
 
جشنواره‌ها
 
نمایشگاه آثار تصویری
 
نمایشگاه آثار ادبی
 
پرسش‌های متداول
 
ارتباط با طوبی
 
درباره طوبی
 

 

 اثر: سورنا یوسفی

منم که گام می زنم همیشه در مسیر تو
بدون تو کجا رود کسی که شد اسیر تو
نگاه من که از تبار اسمان و ایینه است
هماره خیره مانده است بر شکوه چشم گیر تو
تو نیستی و غنچه های خانه دل گرفته اند
کجاست در حریم خانه عطر دلپذیر تو
من اخر ای صدای سبز عشق ‘کوچ میکنم
از این سکوت یخ زده بسوی گرمسیر تو
تمام انچه هست در اتاق گوش می شود
بگوش تا که می رسد صدای چون حریر تو

نظر شما(0)

 

کوچه ها را همه گشتم پی تو ای موعود! اثر: فرهاد صفریان

بين اين مردمِ سـردرگمِ سرماخورده

دلم از سردي رفتار خودم جا خورده



هرم ِگرم نفسم يخ زده است از بس كه،

شانه ام خورده بر اين مردمِ سرما خورده



مي روم گريه كنم غربـت پر ابرم را

در دل سنگيِ خود، اين دل تيپا خورده



و غرور شب اين شهر نخواهد فهميد،

تا ابد قرعـه به نام شب يلدا خورده

*

كوچه ها را همه گشتم پي تو ای موعود!

كو؟ كدامين درِ لب تشنه شما را خورده ؟!



بر تهي دستي بي حد و حسابم بنگر

دست كوتاه من از دست تو منها خورده


نظر شما(0)

 

من غریبم اثر: فرهاد صفریان

من غريبم اي غريبه آشنايم مي شوي؟

آشنا با گريه هاي بي ريايم مي شوي؟



در غريبستان چشمم التماس عاشقي است

با نگاهت همصدا با چشمهايم مي شوي؟



گر دلم پرچين ندارد اين نشان سادگي است

همنشيني ساده و صادق برايم مي شوي؟



در خزان غربت و آوارگي پژمرده ام

با بهار ريشه هايت ريشه هايم مي شوي؟



روزگار ، انديشه هاي تيره را مي پرورد

اي غريبه جانپناه با وفايم مي شوي؟



غصه هايم اي رها از بند سخت بي كسي است

انتهاي غصهء بي انتهايم مي شوي؟


فرهاد صفریان

نظر شما(0)

 

پای حرف دل آن مفرد مذکر غایب اثر: راضیه ایمانی

با سلام
من در دو پست قبلی دو شعر از آقای رضوی ارسال کردم. ایشان به اینترنت دسترسی نداشت به همین خاطر من فرستادم یعنی تاکید کرد که بفرستم. این غزل زیر هم از بنده جهت شرکت در مسابقه
پاي حرف دل آن مفرد مذكر غايب




نگاه منتــــــظرت را بـــــــدوز بر تن من

بكش به سينهء صحرا و چشمه ها دامن



بيا به سمت حضورم! كه سالها تنها ـ

نشسته ام كه صدايم كني از اين روزن



خداي هر چه سپيدي! خداي هر چه اميد!

براي خاطر مردم بيـــــا و از اين مـن ـ



بساز ناجي شعر و بستز ناجي عشق

بكن چراغ زمين را به پاي دل روشن



نمي كنـــم گله اما خـودت كه ميداني

چقدر منتظرم تا بگــــــويي از رفتــن



بگو چگونه بيايــم؟ تـرن، هواپـيما ــ

مسير جاده و دريا خطوط راه آهن؟!



***

بيا و قصـــــهء مــن را دوباره نازل كن

به جاي چاه و طناب و ترنج و پيـــراهن







راضیه ایمانی


نظر شما(0)

 

 اثر: راضیه ایمانی

شب تا سحر شب چشمم
در اشک ملتهبم گم
گم کرده جاده‌ی شب را
با گريه پای تبسم

آواز پنجره‌هايم
سوز ملايم صبر است
تنها مسافر اشکم
در رقص کند ترنم

اميد‌های دروغين
در کوچه کوچه ی اين شهر
رنگ سکوت گرفتند
رنگ سياه توهم

هان ای فسون مرکب
خود چشم آينه‌ها باش
آيينه های خيالی‌ست
افسانه سازی مردم

ابری نمانده و آبی
کردم دوباره چو هر شب
در انتظار حضورت
با خاک کعبه تيمم

شايد صدای اذانی
از سوی کعبه می‌آيد
شايد دوباره خدا با
انسان نموده تکلم

آغاز اسم بهاری
در آسمان و زمينم
گاهی چو خوشه‌ی پروين
گاهی چو ساقه‌ی گندم

همزاد رسم يقينی
وقتی ميان شب و روز
اميد از تو نوشتن
آرامش است و تلاطم

...

سيد هانی رضوی

نظر شما(0)

 

«   ... 31  32  33  34  35  36  37  38  39  40  ...  »

 
 



Home | Site map | Contact us | About us
Copyright 2002-2005 TOOBAA cultural group (None Government Organization) . All rights reserved.
 

266