صفحۀ اصلی
 
جشنواره‌ها
 
نمایشگاه آثار تصویری
 
نمایشگاه آثار ادبی
 
پرسش‌های متداول
 
ارتباط با طوبی
 
درباره طوبی
 

 

ای مهدی ای توفیق رب اثر: میثم ابراهیمیان

ای مهدی ای زیبا مرد××××××× ای شه شاهان خرد
ای کوه دانش و مروت×××××××ای دشت علم و گاه علت
تو هستی شاه مظلومان××××××× تو هستی پیرو قرآن
تو هستی کوه وجدان××××××× تو هستی یاد قرآن
به صغری رفتی و باز آمدی باز××××××× به کبری رفتی و نیامدی باز
گر آیی شاد گردانی میثمت را××××××× شاد گردانی دوستدارو پیروت را
ای مهدی ای مولود حق××××××× ای مهدی ای توفیق رب

نظر شما(0)

 

مهدی زهرا,آمد به دنیا اثر: یاسر ابراهیمیان

یار عزیزم, آمد به دنیا***عاشق و مستم دلبر زیبا
حاجت حرفم, آمد به دنیا××× دوای دردم,طبیب شیوا
کمال عشقم, آمد به دنیا×××تمام هستم , حجت دانا
بود و نبودم , آمد به دنیا×××ناجی صبرم , غایب بینا
سلیم عقلم , آمد به دنیا×××ندای حقم , قائم دارا
شمیم جانم , آمد به دنیا×××سلاح تیزم,یوسف طاها
نور دو عینم , آمد به دنیا×××صفای قلبم, مهدی زهرا


نظر شما(0)

 

سوال  اثر: سید محمد حسین  محمودزاده حسینی

بی تو چه سخت می گذرد روزگار من
ای آفتاب ! خیره به راهت نشسته ام
رحمی به حال دیده ی چشم انتظار من
سجاده و دو دیده ی شب زنده دار من
دل را برای آمدنت فرش کرده ام
بشتاب ای امید دل بی قرار من
دست دعا و اشک و نیاز ظهور تو
کی مستجاب می شود این انتظار من

نظر شما(0)

 

من مهدیم  اثر: سید محمد حسین  محمودزاده حسینی

باز صدایی می رسد از جمکران
گوید که من هستم زمان ، هستم مکان
گوید منم ، من منجیم در این جهان
گوید منم ، من سرورم صاحب زمان
گوید منم ، من غایبم در این زمان
گوید منم ، من هادیم در این جهان
گوید که من سرلوحه هستم در جهان
گوید که من در عرش هستم در خفام
گوید که من منتقمم ، منتقم مادرم
گوید که من زاده ام ، از حیدرم
گوید که من حبل المتینم در زمین
گوید که من عشق و صفایم ، بس همین
گوید که من زاده شدم در سامرا
گوید که من دارم نشانی از خدا
گوید که من مهدی امام آخرم
گوید که من مهدی ولی عسگرم
گوید که من در آن جهان شافیم
گوید که من در آن جهان ساقیم
گوید که من در جمکران هستم ، ولی
هر کس نبیند ، جز کسی با یقین
آری همین بس که بگویم مهدیم
صاحب زمانم ، قائمم ، من هادیم
کن پس دعا تا من بیایم از خفا
زنده شود دنیا ، زمین ، با یک صفا

نظر شما(0)

 

غروب جمعه بی تو اثر: سید محمد حسین  محمودزاده حسینی

دنیا به دور شهر تو دیوار بسته است
هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است
کی عید می رسد که تکانی دهم به خویش
هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است
شب ها به دور شمع کسی چرخ می خورد
پروانه ای که دل به دل یار بسته است
از تو همیشه حرف زدن کار مشکلی ست
در می زنیم وخانه ی گفتار بسته است
باید به دست شعر نمی دادم عشق را
حتی زبان ساده ی اشعار بسته است
وقتی غروب جمعه رسد بی تو آفتاب
انگار بر گلوی خودش دار بسته است
می ترسم آخرش تو نیایی و پر کنند
در شهر : شاعری زجهان بار بسته است

نظر شما(0)

 

«   ... 31  32  33  34  35  36  37  38  39  40  ...  »

 
 



Home | Site map | Contact us | About us
Copyright 2002-2005 TOOBAA cultural group (None Government Organization) . All rights reserved.
 

234